"پاسخ به سوالات و ابهاماتی که تجزیه طلبان با استفاده از آن سوالات سعی در ایجاد نفرت قومی بین مردم ای
دوستان هجوم به سرزمین ایران بزرگ از صدها سال پیش به شکلهای گوناگون انجام پذیرفته، که امروز به شیوه نوین در جریان است به شیوه تحریک اقوام!
**** سوال:برای گروهی شبه ایجاد کرده اند که ما ترک !هستیم و چرا باید با فارسها یا سایر اقوام باشیم!!!
** جواب: دوستان و هموطنان خصوصا آذری های عزیز جالب اینجاست که این سوال از پشتیبانی کشورهایی برخوردار است که علیرغم اینکه خود از اقوام متعدد بدون هیچ پیوند نژادی یا فرهنگی تشکیل شده اند بلکه برای تسریع در پیشرفت کشورهایشان مرزهای خودرا برچیده اند !و به ایده اتحادیه اروپا رسیده اند!!!دوستان سرزمین ایران بزرگ مختص قومی خاص نیست شامل تمام اقوام از آذری و کرد و لر و بلوچ و ایرانیان عرب زبان و.. میشود همان گونه که در آمریکا یا چین ..اقوام و زبانهای گوناگون در کنار هم زیست میکنند.و هیچکدام پیشینه فرهنگی مشترک به اندازه مردم ایران بزرگ ندارند.
**** سوال:چرا فردوسی به ترکان را خونریز خطاب نموده(این سوال دستاویز تجزیه طلبان که به هر شیوه ای جهت تاریخسازی و فریب افراد ساده لوح دست میزنند شده است)
** جواب:دوستان..باسند به شما اثبات میکنیم که اگر چه اکنون لهجه شما به ترکی نزدیک است و لی با اسناد زیر آذربایجان ترک نبوده و زبان آذری ترکی نیست آذری شاخه ای از زبان پهلوی ایرانی است وتوسط اشغالگران از آنان تاثیر گرفته است همانگونه که زبان مردم آمریکای جنوبی اسپانیایی و یا برزیل زبان پرتغالی شده است.
قطران، زاده شادي آباد تبريز بوده و از آنجايي كه ديوان اشعار وي، خوشبختانه از گزند حوادث هزار ساله در امان مانده و به دست ما رسيده است، نخستين و كهنترين «سند و متن ادبي» مربوط به آذربايجان در عرصه فرهنگ و ادب ايران محسوب ميشودبدون شک قطران تبریزی و فردوسی از شاعران بزرگ ایران زمین در یک زمان بااندکی تفاوت میزیسته اند .
یکم: روی سخن اشعار فردوسی مردم آذربایجان به هیچ وجه نبوده که این امر را دستاویزی کرده اند و تجزیه طلبان ازان اشعار سوء استفاده میکنند. روی سخن فردوسی همانگونه که از اشعار کاملا پیداست مهاجمان به خاک ایران در ماورائ رود سیحون بوده است.که در ان شرایط سروده شده.
دوم: اگر روی سخن مردم آذر بایجان بوده چرا قطران تبریزی همدوره فردوسی به ایشان اعتراض و نکوهش نکرد!!!اگر آذریها خود را با مهاجمین یکی میدانسته و مشترک بودند چرا خود تبریزیها مهاجمین را خونریز خطاب کرده و نکوهش کرده اند .
سند:شاعران خود تبریز در آن دوران!
خافانی شروانی:
نان ترکـــــــــان مخـــــــــــــــور و بر سر خوان
به ادب نان خـور و تـرکـــــــــانه مخـــــــــــــور
سند دیگر خطاب به ترکان مهاجم:
گر نبودی آفـــــت ترکـــــــان به گیتی در پدید
بستدی گیتی همه چون خـــسروان باستان
قطران تبریزی:
اگــــر چه داد ایران را بــــــــلای تـــرک ویرانی
شود از عدلش آبادان، چون یزدانش کند یاری
مولوی:
آن غـــــــــــــزان تــــــــرک خــــــــونریز آمدند
بهر یغـــــــــــــــــما بر دهــــــــی ناگـــــه زدند
و سند مهم دیگری که قطـــــــران تبریزی از اشعار فـــــردوسی برگرفته و خطاب به تورانیان سروده:
همیشه همی گفت پور رستـم آن سهراب
که من پســـــرم بودم و رستمم پـــدر باشد
چو سوی ایـــــــــــــــــــران آورد لشکر توران
دگــــــــــر چه باشد دیــــــهیم دار، در کیهان
"قطران 285:1362"
این شاعر آذربایجانی در یکی دیگر از چکامه هایش که در قالب قصیده سروده است ترکــــان مهاجــــــــــــــــم و اشغالگــــر را خونخوار و جرار و غدار و مکار خوانده است:
کمــــر بستند بهــــر کیـــــن شه تـــرکان پیکاری
همـه یکرو به خونخـــواری همه یکدل به جـــراری
یکی ترکـان مسعودی به قصد خیـــــل مسعودان
نهاده تن به کین کاری و دل داده به خــونخــواری
چــه ارزد غـــــــدر با دولت، چه ارزد مکـر با دانش
اگـرچـه کــــار ترکان هست غـــــداری و مکــــاری
"همان، ص۱۷۲"
بنابراین چنان که ملاحظه گردید، یک شاعر برخاسته از آذربایجان در زمانی پیش از ترک زبان شدن آذربایجان، حسی بسیار منفی نسبت به ترکان اغوز آن دوران داشته است.
و همچنین تمجید قطران از فریدون همانند شاهنامه.
قطران از فریدون با صفت یا لقب «فـــــــــــــــــرخ» یاد کرده است و از آنجایی که این عنوان برای فریدون، در منابع مقدم بر شاهنامه دیده نمیشود (صدیقیان 114:1375) میتوان چنین پنداشت که از این منبع در شعر قطران راه یافته است:
چو بر بالای میمون او، به رزم اندر نهد بون او
بود فـــــــرخ فــــریدون، او عدو ضحاک بداختر
(ص 106)
قطران تبریزی نیزدر بسیاری از چکامه هایش ترکان را شایسته سرزنش دانسته و آنان را سخت نکوهش کرده است .
نمونه هایی از ان ابیات در ذیل می اید :
اگر بگذشت از جیحــــــــــون گروه ترکمانـــــــان را
ملک محمـــــــود کــاو را بود زابل کان در سنجــــــر
زمانی تازش ایشان به شـــــــــــروان اندرون بودی
زمانـــی حملـــه ایشان بــــه آذربایگــــــــــان انــدر
**** سوال: ایران فردوسی فقط مختص خراسان و تاجیکستان و افغانستان است...!!!
** جواب: "نكته بسيار مهمي كه در شاهنامه فردوسي در مورد ارتباط باستاني و تاريخي آذربايجان با ديگر نقاط كشور بزرگ ايران قابل ذكرو اهميت است ، تركيب لشكر ايران در جنگ كيخسرو با افراسياب توراني است . در اين ابيات فردوسي به نقاطي اشاره مي كند كه نيرو از آنجا براي جنگ با « تركان توراني » بسيج شده است و در اين ميان به آذربايجان و دلاوراني نيز كه از اين خطه براي نبرد فراهم شده است اشاره مي كند و این در حالی است که پان ترکان همواره کوشیده اند تورانیان ترک تبار و آذربایجانی های ترک زبان شده را یکی نشان داده و چنین تلقین نمایند که فردوسی آذربایجانی ستیز و پارس پرست است، این ابیات گویای حقیقت و پاسخ مناسبی برای یاوه گویان است.
هــر آن كس كه از زابلستــــــــان بدند
و گـــــر مهتر و خـــــويش دستان بدند
يكـــي آنكه بر خـــــــــــــوزيان شاه بود
گــــــــه رزم با تخـــت همـــــــــــراه بود
به يك دست مر، طــــــوس را كرد جاي
منوشان و خـــــــوران فرخـــــــنده راي
كه بر كشــــور پــــــارس بودند شـــــاه
منوشان و خـــــــــوران زريــــــــن كـلاه
دگر شاه كرمان كه هنگام جـــــــــــنگ
نكــــــــردي بـــــه دل، راي درنـــــــــــگ
بزرگان كه از بردع و اردبيــــــــــــــــــــل
به پيش جـــــهاندار بودند خــــــــــــــيل
دگــــــــــــر لشكري كز خـــراسان بدند
جهنجــــوي و مــــــــردم شناسان بدند
ز گــــردان وجـــــــــنگ آوران ده هــــزار
گـــــــــزين كرد شــــاه از در كـــــــــارزار
کافی است اندکی در اشعار فوق دقت کنیم و دو نکته را دریابیم
نخست همبستگی ایرانی ها در اسطوره های مربوط به چندین هزار سال پیش، کــــــــــــرمانی با ارانـــــــــــی بـــــــــــردع و آذربایجــــانی اردبیـــــــــــلی و دوم تقــــــــدس دیار آذربایجان در شاهنامه"
**** سوال:برای گروهی شبه ایجاد کرده اند که ما ترک !هستیم و چرا باید با فارسها یا سایر اقوام باشیم!!!
** جواب: دوستان و هموطنان خصوصا آذری های عزیز جالب اینجاست که این سوال از پشتیبانی کشورهایی برخوردار است که علیرغم اینکه خود از اقوام متعدد بدون هیچ پیوند نژادی یا فرهنگی تشکیل شده اند بلکه برای تسریع در پیشرفت کشورهایشان مرزهای خودرا برچیده اند !و به ایده اتحادیه اروپا رسیده اند!!!دوستان سرزمین ایران بزرگ مختص قومی خاص نیست شامل تمام اقوام از آذری و کرد و لر و بلوچ و ایرانیان عرب زبان و.. میشود همان گونه که در آمریکا یا چین ..اقوام و زبانهای گوناگون در کنار هم زیست میکنند.و هیچکدام پیشینه فرهنگی مشترک به اندازه مردم ایران بزرگ ندارند.
**** سوال:چرا فردوسی به ترکان را خونریز خطاب نموده(این سوال دستاویز تجزیه طلبان که به هر شیوه ای جهت تاریخسازی و فریب افراد ساده لوح دست میزنند شده است)
** جواب:دوستان..باسند به شما اثبات میکنیم که اگر چه اکنون لهجه شما به ترکی نزدیک است و لی با اسناد زیر آذربایجان ترک نبوده و زبان آذری ترکی نیست آذری شاخه ای از زبان پهلوی ایرانی است وتوسط اشغالگران از آنان تاثیر گرفته است همانگونه که زبان مردم آمریکای جنوبی اسپانیایی و یا برزیل زبان پرتغالی شده است.
قطران، زاده شادي آباد تبريز بوده و از آنجايي كه ديوان اشعار وي، خوشبختانه از گزند حوادث هزار ساله در امان مانده و به دست ما رسيده است، نخستين و كهنترين «سند و متن ادبي» مربوط به آذربايجان در عرصه فرهنگ و ادب ايران محسوب ميشودبدون شک قطران تبریزی و فردوسی از شاعران بزرگ ایران زمین در یک زمان بااندکی تفاوت میزیسته اند .
یکم: روی سخن اشعار فردوسی مردم آذربایجان به هیچ وجه نبوده که این امر را دستاویزی کرده اند و تجزیه طلبان ازان اشعار سوء استفاده میکنند. روی سخن فردوسی همانگونه که از اشعار کاملا پیداست مهاجمان به خاک ایران در ماورائ رود سیحون بوده است.که در ان شرایط سروده شده.
دوم: اگر روی سخن مردم آذر بایجان بوده چرا قطران تبریزی همدوره فردوسی به ایشان اعتراض و نکوهش نکرد!!!اگر آذریها خود را با مهاجمین یکی میدانسته و مشترک بودند چرا خود تبریزیها مهاجمین را خونریز خطاب کرده و نکوهش کرده اند .
سند:شاعران خود تبریز در آن دوران!
خافانی شروانی:
نان ترکـــــــــان مخـــــــــــــــور و بر سر خوان
به ادب نان خـور و تـرکـــــــــانه مخـــــــــــــور
سند دیگر خطاب به ترکان مهاجم:
گر نبودی آفـــــت ترکـــــــان به گیتی در پدید
بستدی گیتی همه چون خـــسروان باستان
قطران تبریزی:
اگــــر چه داد ایران را بــــــــلای تـــرک ویرانی
شود از عدلش آبادان، چون یزدانش کند یاری
مولوی:
آن غـــــــــــــزان تــــــــرک خــــــــونریز آمدند
بهر یغـــــــــــــــــما بر دهــــــــی ناگـــــه زدند
و سند مهم دیگری که قطـــــــران تبریزی از اشعار فـــــردوسی برگرفته و خطاب به تورانیان سروده:
همیشه همی گفت پور رستـم آن سهراب
که من پســـــرم بودم و رستمم پـــدر باشد
چو سوی ایـــــــــــــــــــران آورد لشکر توران
دگــــــــــر چه باشد دیــــــهیم دار، در کیهان
"قطران 285:1362"
این شاعر آذربایجانی در یکی دیگر از چکامه هایش که در قالب قصیده سروده است ترکــــان مهاجــــــــــــــــم و اشغالگــــر را خونخوار و جرار و غدار و مکار خوانده است:
کمــــر بستند بهــــر کیـــــن شه تـــرکان پیکاری
همـه یکرو به خونخـــواری همه یکدل به جـــراری
یکی ترکـان مسعودی به قصد خیـــــل مسعودان
نهاده تن به کین کاری و دل داده به خــونخــواری
چــه ارزد غـــــــدر با دولت، چه ارزد مکـر با دانش
اگـرچـه کــــار ترکان هست غـــــداری و مکــــاری
"همان، ص۱۷۲"
بنابراین چنان که ملاحظه گردید، یک شاعر برخاسته از آذربایجان در زمانی پیش از ترک زبان شدن آذربایجان، حسی بسیار منفی نسبت به ترکان اغوز آن دوران داشته است.
و همچنین تمجید قطران از فریدون همانند شاهنامه.
قطران از فریدون با صفت یا لقب «فـــــــــــــــــرخ» یاد کرده است و از آنجایی که این عنوان برای فریدون، در منابع مقدم بر شاهنامه دیده نمیشود (صدیقیان 114:1375) میتوان چنین پنداشت که از این منبع در شعر قطران راه یافته است:
چو بر بالای میمون او، به رزم اندر نهد بون او
بود فـــــــرخ فــــریدون، او عدو ضحاک بداختر
(ص 106)
قطران تبریزی نیزدر بسیاری از چکامه هایش ترکان را شایسته سرزنش دانسته و آنان را سخت نکوهش کرده است .
نمونه هایی از ان ابیات در ذیل می اید :
اگر بگذشت از جیحــــــــــون گروه ترکمانـــــــان را
ملک محمـــــــود کــاو را بود زابل کان در سنجــــــر
زمانی تازش ایشان به شـــــــــــروان اندرون بودی
زمانـــی حملـــه ایشان بــــه آذربایگــــــــــان انــدر
**** سوال: ایران فردوسی فقط مختص خراسان و تاجیکستان و افغانستان است...!!!
** جواب: "نكته بسيار مهمي كه در شاهنامه فردوسي در مورد ارتباط باستاني و تاريخي آذربايجان با ديگر نقاط كشور بزرگ ايران قابل ذكرو اهميت است ، تركيب لشكر ايران در جنگ كيخسرو با افراسياب توراني است . در اين ابيات فردوسي به نقاطي اشاره مي كند كه نيرو از آنجا براي جنگ با « تركان توراني » بسيج شده است و در اين ميان به آذربايجان و دلاوراني نيز كه از اين خطه براي نبرد فراهم شده است اشاره مي كند و این در حالی است که پان ترکان همواره کوشیده اند تورانیان ترک تبار و آذربایجانی های ترک زبان شده را یکی نشان داده و چنین تلقین نمایند که فردوسی آذربایجانی ستیز و پارس پرست است، این ابیات گویای حقیقت و پاسخ مناسبی برای یاوه گویان است.
هــر آن كس كه از زابلستــــــــان بدند
و گـــــر مهتر و خـــــويش دستان بدند
يكـــي آنكه بر خـــــــــــــوزيان شاه بود
گــــــــه رزم با تخـــت همـــــــــــراه بود
به يك دست مر، طــــــوس را كرد جاي
منوشان و خـــــــوران فرخـــــــنده راي
كه بر كشــــور پــــــارس بودند شـــــاه
منوشان و خـــــــــوران زريــــــــن كـلاه
دگر شاه كرمان كه هنگام جـــــــــــنگ
نكــــــــردي بـــــه دل، راي درنـــــــــــگ
بزرگان كه از بردع و اردبيــــــــــــــــــــل
به پيش جـــــهاندار بودند خــــــــــــــيل
دگــــــــــــر لشكري كز خـــراسان بدند
جهنجــــوي و مــــــــردم شناسان بدند
ز گــــردان وجـــــــــنگ آوران ده هــــزار
گـــــــــزين كرد شــــاه از در كـــــــــارزار
کافی است اندکی در اشعار فوق دقت کنیم و دو نکته را دریابیم
نخست همبستگی ایرانی ها در اسطوره های مربوط به چندین هزار سال پیش، کــــــــــــرمانی با ارانـــــــــــی بـــــــــــردع و آذربایجــــانی اردبیـــــــــــلی و دوم تقــــــــدس دیار آذربایجان در شاهنامه"
+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 14:16 توسط ادمین
|